این یک تئوری نیست واقعیت است امتحانش کنید ببینید که آیا مصداق پیدا خواهد کرد یا نه ؟
امروزه ما به این افراد میگوییم یک دنده و اگر در مقام یک مدیر باشند میگوییم دیکتاتور و اگر در حد یک خرد سال باشه میگوییم لجباز
درست نیست ؟ دیدید که با این موارد برخورد داشته اید .
پس اگر میخواهید در کارهایتان پیروز باشید یک دنده باشید یا لجباز باشید و یا غیر منطقی
موفق و پیروز باشید.
یا علی
سلام بر امام حسین علیه السلام
سلام بر مردانگی و غیرت ابوالفضل العباس علیه السلام
وسلام بر زیبای زینت کنندگان عالم معنا وحی سجود حضرت سجاد علیه السلام
سلام بر قائم آل محمد ناجی بشریت رها کننده انسان از ظلم خود پرستی و عناد کفر و بیگانه پرستی
حضرت مهدی صاحبالزمان امام العصر و الدوران شریک القران و قاطع البرهان عجل الله فرجه الشریف
زندگی خود را بر پایه زندگی یکی از این امامان همام بنا بگذار تا ابدیت کامیاب و سرخوش خواهی بود
یاعلی
همة ما علاقهمنديم يادمان در دلهاي اطرافيان باقي باشد و اين تنها با سلاح خُلق خوش حاصل ميشود. هنگامي كه به خاطرات پررنگمان با آشنايان مراجعه ميكنيم افراد مهربان و خوش اخلاق از ماندگارترين شخصيتها در ذهن و رحمان ميباشند. چنين ماندگاري در قلبها آرزوي همه ماست و اين مهم به دست نميآيد مگر آن كه از رموز آن آگاه باشيم. يكي از مهمترين رازهاي رسيدن به آن جذابيت است و قبل از هر چيز بايد بدانيم كه جذابيت چيزي غير از زيبايي است. شخص ميتواند صورت زيبايي نداشته باشد اما بسيار جذاب باشد و هم چنين ميتواند بسيار زيبا باشد اما اصلاً جذابيت نداشته باشد. جذابيت و گيرايي يك ويژگي كاملاً اكتسابي است و به راحتي ميتوانيم صاحب آن باشيم: ظاهري آراسته داشته باشيد. تميز و مرتب باشيد، هماهنگي و پاكيزگي شما، ناخودآگاه شما را جذاب ميكند. بعضي از افراد براساس تصوري اشتباه براي جذاب شدن به زحمت زيادي ميافتند و خود را به شكلهاي عجيب و غريبي درست ميكنند. مهمترين مسئله اين است كه مرتب و هماهنگ و در عين حال ساده باشيد. نامرتب بودن حتي حرفهاي قشنگ، مثبت و تأثيرگذار شما را ضايع ميكند. فرزندي كه هميشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهري مرتب ميبيند، ظاهر آراسته فردِ ناآشنا او را نميفريبد. چون ممكن است جذب ظاهر آراسته كسي شوند كه تأثير منفي او از اثرات مثبتش به مراتب بيشتر باشد.
بيشتر سكوت كنيد: غالباً افراد به اشتباه براي اين كه جذابتر شوند، بيشتر شلوغ ميكنند و به خطا ميروند. سكوت، يك تأثير ذهني و رواني بسيار قوي ميگذارد. در سكوت، فرد پيرامون خود خلاء ايجاد ميكند و هر خلايي، جذب را سبب ميشود. آنها كه بيشتر صحبت ميكنند و كمتر ميشنوند از جذابيت خود ميكاهند، حال آن كه سكوت و گوش دادن بيشتر به واقع شما را عاقلتر و قابل اطمينانتر معرفي ميكند و اين زمينهاي مساعد براي صميميت بيشتر است. سكوتي سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صميميت است.
نرم و ملايم سخن بگوييد: هنگامي كه نرم و ملايم صحبت ميكنيد افراد را جذب خود ميكنيد و به راحتي ميتوانيد بر روي آنها تأثير بگذاريد. آدمهاي خشن و داد و بيدادي افراد مناسبي براي اطمينان كردن، نيستند.
- فرد محترمي باشيد: بياحترامي به خود، به ديگران و بياحترامي و بي ادبي در كلام و رفتار همگي از جذابيت شما ميكاهد. شما بايد هم در ظاهر آراسته باشيد و هم در باطن وارسته. افراد مؤدب و متين و محترم بي ترديد جذابند و اين جذابيت از درون موج ميزند. محترم و مؤدب و باشخصيت باشيد، خواهيد ديد خود به خود جذاب ميشويد.
- زياد شوخي نكنيد اما بسيار تبسم كنيد: شوخي فراوان از انرژي ذهني و جذابيت شما ميكاهد چرا كه شوخي فراوان به تدريج مرزهاي لازم بين افراد را از بين ميبرد متبسم باشيد كه تبسم به چهره شما جذابيتي عميق و ژرف ميبخشد. در تبسم، سنگيني و متانت و جذابيت است.
قاطعيت يعني جذابيت: كساني كه شخصيت قاطعي دارند و هدفها و ارزشهاي معيني دارند، بياستثنأ ميتوانند افراد جذابي باشند. زيرا شخصيتهايي جذاب و تأثيرگذارند كه بسيار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصي بودن و به آنها رسيدن اعتماد به نفس زيادي به ارمغان ميآورد و جذابيت از وجود چنين شخصي موج ميزند. آسان بود، اين طور نيست؟ فكر ميكنم شما هم ميتوانيد يكي از جذابترين و ماندگارترينها باشيد. معطل نشويد دست به كار شوي یا علی مدد
تمام افرادي كه ما با آنها در ارتباطيم به دنبال گمشدة خود در اين دنياي بزرگ ميگردند. خود ما نيز به دنبال كسي هستيم كه اگر اوقاتي را با او سپري ميكنيم اين دقايق از بهترينها و به ياد ماندنيترين لحظات زندگي مان باشد و هر چه شناخت ما از خود و سپس از اطرافيان بيشتر باشد ارتباطمان شكل بهتري به خود ميگيرد. اگر بتوانيم در چند برخورد اول مخاطبمان را بشناسيم شايد بتوانيم از تنش و درگيريهاي بعدي جلوگيري كرده باشيم و يا شايد سرعت برقراري ارتباطمان بيشتر باشد. افراد را از نظر روحي ميتوانيم به سه دسته 1 - بصري 2 - سمعي 3 - لمسي تقسيم كنيم و اين از ضروريترين دانستنيها ميباشد. ممكن است كسي هر سه حالت را داشته باشد اما به طور حتم يكي از اين حالتها غالب است. حالا ببينيم كه اين كيفيتها چگونهاند:
افراد بصري: اين افراد بيشتر به كيفيتهاي ديداري توجه دارند و تصاوير براي آنها اهميت بيشتري دارد. سريع صحبت ميكنند و... از حركات دست بسيار استفاده ميكنند و هر آنچه را تعريف ميكنند به گونهاي ميگويند كه مخاطب تصوير آن را در ذهن خود ببيند.
افراد سمعي:اين افراد بيشتر به شنيدهها توجه دارند. كلام و طنين و آهنگ را به خاطر ميسپارند. هيجان كمتري دارند. آهسته صحبت ميكنند و سعي ميكنند كه بيانشان شيوا و رسا باشد.
افراد لمسي: اين افراد بيشتر به كيفيتهاي لمسي توجه دارند و از آنچه لمس كردهاند صحبت ميكنند. خيلي آرامند حتي يك نوع رخوت و سستي را ميتوان در آنها ديد. احساس آنها از ديگران عميقتر است. براي شناخت اين افراد تنها كافيست اين قصه را به دقت بخوانيد: سه دوست با كيفيتهاي حسي متفاوت با هم به باغي ميروند و هنگامي كه برگشتند كافي است كه از هر يك از آنها بپرسيم كه گردش چطور بود؟ نفر اول ميگويد: آنقدر زيبا بود كه حد نداشت. آسمان آبي و درختها سرسبز، آب آنقدر زلال بود كه كنار رودخانه معلوم بود. كاش با خودمان دوربين برده بوديم... آفرين، او يك فرد بصري است. نفر دوم اينگونه تعريف ميكند: آدم واقعاً نياز دارد گاهي از سر و صداي شهر دور باشد و به صداي طبيعت گوش دهد. صداي رودخانه آنقدر لذتبخش بود. باور كن پرندهها قشنگتر ميخواندند... درست حدس زديد، او يك فرد سمعي است. نفر سوم ميگويد: در آن سايه خنك كه روي پوستمان وزش نسيم را كاملاً حس ميكرديم و از همه بهتر وقتي بود كه پاهايمان را در آب خنك فرو ميبرديم... اين كه ديگر از همه راحتتر بود. او يك فرد لمسي است. متوجه شديد كه به راحتي ميتوان اين حالتها را در افراد مختلف تشخيص داد. حال دانستن اين موضوع شما را در ارتباط قويتر و صميميت و تأثير گذاري بيشتر كمك ميكند. با هر تيپي از افراد بايد مثل خودش و براساس كيفيت حسي خودش رفتار كرد. اين به معناي خلاف ميل خود عمل كردن نيست، بلكه براي تأثيرگذاري بيشتر است. اگر لازم است از رئيس خود چيزي بخواهيد، فرزندتان را در مورد موضوعي نصيحت كنيد و يا همسر خود را راهنمايي كنيد با دانستن اين كه با هر كسي با كيفيت حسي متفاوت چگونه رفتار كنيد، بهتر ميتوانيد ارتباط برقرار كنيد و اطلاعات لازم را انتقال دهيد. با بصريها چگونه رفتار كنيم؟ افراد بصري به هر آنچه به چشم آيد بيشتر توجه ميكنند. بصريها عاشق گل اند. دوستدار هديه دادن و هديه گرفتن هستند. به كاغذ كادو و هديه علاقهمندند. به اين كه از ديد ديگران چگونهاند، خيلي اهميت ميدهند. با بصريها بايد پرشورتر و پرهيجانتر بود. بايد خلاصه صحبت كرد. توضيح و تفسير زياد حوصلة آنها را سر ميبرد. از حركات دست و چهره در هنگام صحبت بهره ببريد. براي بصريها كادو ببريد. رفتاري مؤدبانه و محترمانه داشته باشيد به احترام آنها بلند شويد، آنها از آدمهاي شُل و وِل متنفرند و عاشق هيجاناند.
با سمعيها چگونه رفتار كنيم؟ سمعيها به شنيدهها توجه دارند. به گفتار مؤدبانه و محترمانه. به اظهار علاقه گفتاري «به دوستت دارم.» به موسيقي و صداي خوش توجه نشان ميدهند. با سمعيها كمي آرامتر از بصريها صحبت كنيد. شمرده و متين باشيد. تشويقتان بيشتر كلامي باشد. يك «آفرين» و «دوستت دارم» براي يك سمعي هزار مرتبه بيشتر از «يك هديه» ميارزد. تند صحبت كردن با آنها بيادبي تلقي ميشود. با لمسيها چگونه رفتار كنيم؟
لمسيها بسيار ملايم اند. آنقدر كه به نظر بعضيها شل و ولند. اما در ملايمت آنها متانت است. لمسيها به آنچه با دست حس ميكنند خيلي ميانه گرمي دارند. لمسيها را بايد در آغوش كشيد. دستانشان را به گرمي فشرد. آنقدر كه با نوازش و در آغوش كشيدن و بوسيدن ميتوان محبت را به لمسيها ابراز كرد با «دوستت دارم» و «هديه» اين كار ميسر نيست. با لمسيها ملايم صحبت كنيد. مثل اين كه ديگه بهتر از اين نميشه، همة عزيزانمان را ميتوانيم شاد كنيم. اما مواظب باشيد درست تشخيص دهيد.
واژه اختیار یعنی اینکه گرفتن آنچه که در پیرامون ما میگذرد به دست خود و یا اینکه بطور خیلی خلاصه و کلاسیکش داشتن حق انتخاب از بین دو یا چند چیز و اینکه انسان بداند و یا اینکه دلش چه میخواهد همچنانکه مولانا میفرماید:
اینکه گویی این کنم یا آن کنم خود دلیل اختیار است ای صنم
بحث دانستن و خواستن دل اینجا دو چیز است که چه موقع انسان می خواهد و چه موقع دل میخواهد هر موقع که دل خواست چه باید کرد و هر موقع انسان بخواهد آنوقت چه باید کرد . این اشاره ای که گفتم نخواستم ذهنیت را عوض کنم که این مطلب خود جای بحثی دارد که اینجا نیست جایش .
اما اختیار چه ربطی دارد تا آدم بتونه باهاش به کامیابی برسه و یا اینکه چطور میتواند در زندگی ما مثمر ثمر باشه تا آدم حواسشو حسابی جمع و جور بکنه .
آنتونی رابینز مینویسد- من و شما میتوانیم زندگیمان را چنان بسازیم که برای دیگران افسانه شود مشروط بر اینکه قدرت و شهامت داشته باشیم تا اتفاقاتی که در زندگیمان میافتد را در اختیار گرفته و بدانیم چطور از آن استفاده بکنیم -.
حرف و حدیثها و مثالها در این مورد بسیار زیاد است اما فکر میکنم همین اندازه کافی باشد
در خانه اگر کًس است همان یک حرف بَس است
یاعلی
دربحث گذشته موضوع تصمیم گیری را شناختیم و در بحث امروز موضوعی را مورد بررسی قرار میدهیم که در واقع قدرت تصمیم گیری است .
اصولا در چه مواقعی تصمیم می گیریم ....! تا بحال متوجه شده اید که معمولا در چه صورت و برای چه ما مجبور به تصمیم گیری هستیم یا اینکه چرا باید مصمم شد که فلان کار باید انجام شود.
اگر توجه کنید گاهی اوقات ما برای انجام کاری به خودمان نهیب می زنیم که فلان کار باید انجام شود و دقیقا از فعل امر برای این منظور استفاده میکنیم که به خودمان یک آغاز ی را نوید میدهیم که این آغاز معمولا کارهای روزمره و از روی عادت نیستند کارهایی هستند که گاهی اوقات برای اولین بار مخیر و یا مجبور به انجام انها هستیم و چون از کم و کیف آن اطلاعی نداشته و یا منبع معتبری در اختیار نداریم گاهی با ترس و دلهره همراه است و این ترس و دلهره خود بخود یک مانع بر سر راه این کار خواهد بود و گاهی انرژی های منفی محیطی هم تأثیرات بدی روی ما دارند که اصل بحث ما مربوط میشود به اینکه چطور میتوانیم یک تصمیم را عملی بسازیم و چطوری میشود با این عوامل بازدارنده مبارزه کرد و یا اینکه متأثر از انرژی های منفی محیطی نشد .
خیلی مهم است انسان بداند که چه میخواهد و بداند چکار میخواهد بکند. نتیجه در وحله اول باید آگاهی خود را نسبت به موضوع مورد بررسی قرار دهیم و در صورت نیاز به دنبال گرفتن اطلاعات در مورد اون مهم ثابت قدم باشیم و دومین چیزی که باید به سلاح اون مسلح بود تا بشود باهاش کاری رو انجام بدهیم و تصمیمی را که گرفته ایم به مرحله اجرا بگذاریم باور هست . باور به اینکه ما میتوانیم از پس این کار برآییم - باور اینکه میتوانیم تصمیمی را که گرفته ایم عملی بسازیم - تا زمانی که ما این باور را در خودمان تقویت میکنیم هیچ نیروی بازدارنده ای قادر به سکون و سکوت ما نخواهد بودچرا ؟بخاطر اینکه خودت رو قبول داری - توانائیهایت را سنجیده ای و مهمتر از همه با ازاینکه نتیجه کار را میتوانید با تصویر سازی ذهنی مجسم کنید و این ما را برای به اجرا درآوردن تصمیمان یاری خواهد کرد-بگذارید یک مثال ساده بزنم - به نظر شما کسی فکرش را میکرد که آیته اله خمینی بتواند روزی در ایران انقلابی بپا بکند که در آن یک ملتی را از زیر چکمه های استثمار و استبداد بیرون بکشد و یا مهاتما گاندی کسی که با باور کردن تصمیمش در مورد مبارزه بدون خشونت با اشغالگرها ی انگلیس کشورش را درگیر انقلاب عظیمی بکند که دست اجنبی رو از کشور هند کوتاه کرد- و یا هیتلر - چطور توانست ظرف مدت سه سال چنان نیروی عظیمی راه اندازی کند و شروع به کشورگشایی و از این قبیل نمونه ها برای مثال زیادندو تنها کلمه ای که آنها را از دیگر انسانهامتمایز میکند اینکه باور توانستن در اینان زنده بود و در دیگران کوچک و یا کم - یا علی
کارهایی که ما انجام میدهیم ملاک نیستند بلکه اعمال و رفتار دائمی ما هستند که نقش تعیین کننده دارند. پدر همه اعمال ما کدام است ؟
چه عملی در نهایت تعیین کننده شخصیت و راه زندگانی ماست ؟
این پرسشها سر منشائ یک راه درست است برای بهتر زندگی کردن البته در صورتیکه به جواب آن رسیده باشیم بله درست است پاسخ این پرسشها در کلمه تصمیم نهفته است . بله تصمیم
یادمان باشد که در لحظات تصمیم گیری است که سرنوشت ما رقم زده میشود و تجربه برای من ثابت کرده است آنچه را که سرنوشت ساز است برای آینده و روشن کننده خط و مشی زندگیمان تصمیمهای ماست نه شرایط زندگی که به آن دچار شده ایم .
و یادتان باشد یک تصمیم یعنی قدرت یک ارده برای انجام یک برنامه هدف دار حتی اگر تصمیم بگیرید که دیگر تصمیم نگیرید این خود نوعی اراده است که هدفش را خوب شناخته و اما یک تصمیم چطور ترسیم میشود .
تصمیم گیری یعنی اینکه یک خطی را روی یک سنگ و یا یک دیوار سنگی باشیار عمیق ترسیم کرد که تحت هیچ شرایطی این خط پاک شدنی نیست ولی اگر همین خط را روی ماسه های ساحل دریا بکشیم با اولین موج آرام خط ما محو میشود و دیگر هیچ آثاری از آن بر جا نمی ماند.
بیایید از همین حالا تصمیم بگیریم که تصمیم گیری را تمرین کنیم و برای شروع خوبست که تصمیم بگیرید برای مدت یک ساعت حرف نزنید و به یک موضوع خوب فکر کنید . شروع کنید .موفق باشید
تا بحال با خود فکر کرده اید که خوشبختی چیست و چطور میشود به آن دسترسی پیدا کرد...! یا اینکه چطور میشود خوشبخت شد ...؟
یک سوال ـ خوشبختی چیه
جواب ـ رضایت خاطر انسان از آنچه که در تعلق و در تملک اوست .
پس میشود نتیجه گرفت که هر آنچه که قلبا و قطعا مال انسان است و با آن شاد زندگی میکند خوشبخت است نه آنکه آنچه را که در خاطر او ویا در خیال اوست . صحبت از خیال شد آیا میدانید خواب و خیالی را که انسان برای خودش می بیند او را برای رسیدن به یک آینده هدف دار نزدیک میکند- بقول آنتونی رابینز-همه ما رویاها و آرزوهایی داریم و همه ما در اعماق روح خود میخواهیم باور کنیم که داری موهبت خاصی هستیم و میتوانیم تغییر و تفاوتی ایجاد کنیم میتوانیم به طریق خاصی در دیگران نفوذ کنیم و میتوانیم جهان فعلی را به صورت دنیای بهتر درآوریم .
خب دوست من حالا آرزوی شما چیه ؟میشه آرزوهاتون یادتون رفته باشه - راستی اگه تا بحال یکی از اون آرزوهایی کرده بودید عملی میشد الان موقعیت شما تو زندگی چی بود- با کمی فکر کردن به این نتیجه خواهید رسید که خواسته واقعی شما تو زندگی چیه ؟ و در آخر اینکه دوستان عزیز آرزوهای بزررگ با اولین گام کوچک برداشته شده و به واقعیت پیوسته است . آرزو ها و رویاهایمان مایه انگیزه زندگی هستند
بنام یگانه هستی
سلام دوستان
یادمان باشد که خوبی را هجی کنیم و بعد تمرین کنیم
تا خوب یاد بگیریم
و خوب بسازیم
تا خوب زندگی کنیم
زندگی همواره در جریان است
اگر از آن بهره بردیم عمر خود را به خوبی سپری کرده ایم
اگر در رنج و عذاب بودیم پس عمر خود را باخته ایم
زندگی سراسر لذت است و معنویت یادت باشه که معنویت و ایمان میتواند اهرمی استوار برای تکیه برآن باشد.
